تبلیغات
مخزن نفت - مدیریت نفتی
نفت طلای سیاه

مدیریت نفتی

نویسنده :petroman
تاریخ:دوشنبه 18 آذر 1387-06:12 ب.ظ

مدیریت نفتی

مدیریت فرآیند به كارگیری مؤثر و كارآمد منابع مادی و انسانی در سازماندهی و بسیج منابع و امكانات و هدایت و كنترل آنها است كه برای دست یابی به هدف های سازمان و براساس نظام ارزشی مورد قبول، صورت می گیرد. بخشی از مدیریت را می توان ازطریق آموزش و بخش دیگر را هنگام كار باید آموخت. علم مدیریت آموختنی است و هنر آن، به كار بستن اندوخته ها در شرایط گوناگون، «دانستن و توانستن».
لازمه مدیریت، خلاقیت است. خلاقیت یعنی به كارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یك فكر یا مفهوم جدید. تداوم حیات سازمان ها به بازسازی آنها بستگی دارد. بازسازی سازمان ها ازطریق هماهنگ كردن هدف ها با وضعیت روز و اصلاح و بهبود روش های دست یابی به این هدف ها انجام می شود. نیازهای یك مدیر عبارتند از:

 1- چشم انداز
2- برنامه ریزی
3- سازماندهی
4- مشاوران مجرب

1- چشم انداز
چشم انداز، «وضعیت مطلوب» یک سازمان است که به طور معمول با چشم انداز بلند مدت توسعه كشور هماهنگ و عمل آن درجهت تحقق هدف های بلندمدت است.

2- برنامه ریزی
برای دست یافتن به هدف موردنظر باید پیش از تلاش فیزیكی یا اقدام به انجام كار، تلاش ذهنی یا برنامه ریزی كافی صورت گیرد. برنامه ریزی، شالوده مدیریت را تشكیل می دهد. برنامه ریزی متضمن تعهد به عمل بر مبنای اندیشه، تفكر و عزم راسخ به برنامه ریزی منظم و مداوم است كه بخش جدایی ناپذیر مدیریت است. ضرورت برنامه ریزی برای رسیدن به جزیی ترین هدف های یك واقعیت ناشدنی است و محیط همه نهادها، محیطی متحول و محیط متحول نیازمند برنامه ریزی برای كسب هدف های کوتاه مدت و بلند مدت است. هدف های كوتاه مدت و خود مقدمه رسیدن به هدف های بلندمدت هستند.

3- سازماندهی
سازماندهی فرآیندی است كه در آن تقسیم كار میان افراد و گروه های كاری و هماهنگی میان آنان، به منظور كسب هدف ها صورت می گیرد. درسازماندهی باید نیاز افراد مدنظر قرارگیرد، دانشمندان علم مدیریت نیاز انسان درسازمان را به چندین گروه تقسیم كرده اند: نیازهای فیزیولوژی، ایمنی، اجتماعی، احترام، دانش اندوزی، زیبایی شناختی و خودشكوفایی كه هریك از اینها باید به گونه ای همگون برآورد شوند و ارتقا یابند.

4- مشاوران مجرب
در انجام امور، یك مدیر (موفق یا مؤثر) نیاز به داشتن و به كارگیری مشاوران مجرب در زمینه های مدیریت، روان شناسی، جامعه شناسی، علوم سیاسی، اقتصاد، مردم شناسی، مهندسی و ... دارد تا گام های رسیدن به هدف های سازمان را كوتاه تر و مؤثرتر، بردارد.

مدیریت استراژیك
«مدیریت راهبردی» به معنای به نظم و قاعده درآوردن (فرموله كردن)، به اجرا درآوردن و ارزیابی كردن كلیه اقدام ها و عملیاتی است كه سازمان را قادر می سازد آینده را دقیق تر و روشن تر ترسیم کند تا بتواند هدف های خود را تحقق بخشد. فرآیند مدیریت راهبردی شامل چند گام پیاپی است:

1- پایه گذاری جهت گیری ها و هدف های كلی سازمان
2- تجزیه و تحلیل راهبردی محیطی، عمومی و عملیاتی
3- تعیین و تدوین راهبرد
4- بسترسازی وزمینه سازی و اجرای راهبرد
5- كنترل و ارزیابی راهبرد
«راهبرد عبارت است از یك طرح واحد، همه جانبه و تلفیقی كه قوت ها و ضعف های سازمان را با فرصت ها و تهدیدهای محیطی مربوط و دست یابی به هدف اصلی سازمان را شدنی می کند.

مزیت های مدیریت راهبرد
- سطوح مختلف مدیریت سازمان را درتعیین هدف ها ، هدایت و راهنمایی می كند.
- شناسایی و پاسخ گویی به موج تغییرات، فرصت های جدید و تهدیدهای درحال ظهور را آسان می كند.
- كلیه تصیم گیری ها را درزمینه راهبرد هماهنگ می کند.
- از همه مهم تر سازمان را قادر می سازدكه موقعیت واكنشی خود را به وضعیت كنشی و آینده ساز تبدیل كند.

تفكر راهبردی
راهبردهای هوشمندانه دراصل زاییده تفكر راهبردی دریك سازمان است. تفكر راهبردی یك تفكر كل نگراست كه نیازمند تفكر براساس فرآیندها به جای رویدادهاست. بنابراین تفكر راهبردی نیازمند رویكردی دو وجهی است: ازیك سو حساسیت به تعاملات دقیق میان بخش های مختلف سازمان و درك علت های ساختاری رفتار و اثرهای آنها بر دیگر بخش های سازمان است و ازسوی دیگر، ارتباط و وابستگی و تأثیرهای متقابل سیستم های خارج از سازمان بر سازمان موردتوجه است. تفكر راهبردی خود را در دوسطح متفاوت نمایان می سازد: سطح فردی و سطح سازمانی. در رفتار افراد درسازمان ها دو پدیده دیده می شود: خود فرد و فرد به عنوان نماینده مجموعه سازمانی؛ بنابراین فرد نه تنها ازطرف سازمان فعالیت می كند بلكه وقتی ارزش ها، اعتقادها و هدف های مجموعه را به همراه دارد، به عنوان خودسازمان عمل می كند.
تفكر راهبردی درسطح فرد عبارت است از:

درك كلی از سازمان و محیط آن، خلاقیت و نوآوری، تحول پذیری و چشم اندازی برآینده سازمان. تفكر راهبردی درسطح سازمانی زمینه ای را فراهم می كند كه درآن بتوان از تفكر راهبردی فردی برخوردار بود. تفكر راهبردی درسطح سازمان به كمك افراد به گفتمان های راهبردی ارتقا می یابد.

مدیریت نفت
صنعت نفت علاوه بر سرمایه گذاری درزمینه اكتشاف، تولید و پالایش در سراسر جهان، درحال تغییر پایگاه های جغرافیایی خود است و این نكته را فراگرفته است كه درمناطق پیچیده، دركشورهایی درحال گذار و در بازارهای درحال شكل گیری چگونه عمل كند؟ مدیریت نفت باید تشخیص دهد كه درمدیریت ریسك یك سرمایه گذاری دراز مدت، نكته مهم، همكاری با كشورهایی است كه با آنها تعامل دارند. برای توسعه سرمایه گذاری و آموزش باید با كشورهای صاحب سرمایه وفناوری مدرن همكاری كند تا به توان استفاده كامل از نیروهای صنعت دراختیار برسد. نظام مدیریت نفتی کشورهای دارنده منابع عظیم نفت، باید توان بهره گیری از فرصت های پیش آمده برای به روزكردن صنایع بالادستی و پایین دستی صنعت نفت و توان مدیریت ریسك را داشته باشد، هرچند این مهم به پشتیبانی همه قوای مملكتی نیاز دارد. زیرا نفت نه تنها دارایی راهبردی است كه سیاستی راهبردی نیز است.

مدیرنفتی باید با نحوه و چگونگی همکاری با شركت های نفتی و شركت های دولتی و خود دولت ها آشنا باشد.

امنیت و مدیریت
تأمین انرژی در دنیا، نیازمند امنیت است، بحث امنیت انرژی بیشتر درچارچوب آنچه دولت ها می توانند انجام دهند، مطرح است. دولت ها، باید زمینه های لازم برای سرمایه گذاری درحوزه های مختلف نفت وانرژی را به وجود آورند تا انگیزه های لازم را ایجادكنند. علاوه بربحث تأمین انرژی ازسوی كشورهای تولیدكننده، یك جهت قضیه به سمت كشورهای مصرف كننده عمده بازمی گردد كه باید تعامل منطقی صورت گیرد. برای مثال در قبال انتظار تأمین انرژی ازسوی كشورهای تولیدكننده نفت، در اختیار گذاردن سرمایه برای سرمایه گذاری دربخش پالایش و فناوری های مدرن و پایه ای برای این كشورها صورت گیرد تا در این میان با چالش های زیست محیطی نیز بتوانند مقابله كنند. نباید فراموش كرد كه دولت ها به تنهایی نمی توانند امنیت را برقراركنند، بلكه شركت ها و تحول های عظیم نفتی نیز درآن دخیل هستند. تأمین امنیت انرژی به سه شكل می تواند صورت گیرد:

1- دراختیار داشتن صنعت وفناوری بالا دراین بخش
2- اصل ایمان به پیشرفت وكردار همسو با این اعتقاد
3- توان مدیریتی درسطح مدیریت مؤثر

مدیر موفق و مدیرمؤثر
كسب هدف های سازمانی كار یك مدیرموفق است، ولی مدیر مؤثر كسی است كه علاوه بركسب هدف های سازمانی چیزی بیش ازآن را به دست آورد. دنیای امروز، دنیای مدیریت دانش است، كوششی هماهنگ برای تصرف دانش حیاتی سازمان، اشتراك دانش میان یك سازمان و برجسته كردن درحافظه جمعی سازمانی برای بهبود تصمیم گیری، افزایش بهره برداری و نوآوری است. اگر مدیریت نفتی دراین جهان و این روند قرار نگیرد، دربهترین حالت داشتن منابع عظیم و غنی هیدروكربوری، توان پاسخ گویی به نیاز دنیای امروز را نخواهد داشت و از پروسه و جریان جهان سرمایه، سیاست و اقتصاد نفت رانده خواهد شد.
صنعت نفت نیازمند تصرف مدیریت دانش برآن است تا نه تنها درصنایع بالادستی توان ارتقا یابد بلكه درصنایع پایین دستی بتواند كشور را درمرحله صعود قرار دهد. مدیریت صنعت نفت نباید قائم به فرد باشد. شكل گیری یك مدیریت پویا، درنگرش سیستمی به آن است. درعملكرد مدیریت نفتی گاهی مدیران جای كارشناسان عمل می كنند. یعنی كار را كارشناسی می كنند نه مدیریت. یك سازمان باید بداند كه بر اساس چه اصولی باید حركت كند وتغییر مدیران نباید در عملكرد زیرمجموعه ها تأثیر منفی بگذارد.


نوع مطلب : مدیریت نفتی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What is distraction osteogenesis?
دوشنبه 27 شهریور 1396 06:33 ب.ظ
Its not my first time to pay a visit this web site, i am browsing this website dailly and obtain good information from
here everyday.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر